ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

659

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

انورى : هزار نقش برآرد زمانه و نبود * يكى چنان‌كه در آيينهء تصوّر ماست ذكر بواعث تصرف روسيه در ولايت تبريز و ساير اوضاع ملالت‌افزاى كدورت‌انگيز بواعث تصرف روسيه در ولايت تبريز يكى آن‌كه ، نظر على خان يكانلوى حاكم مرند - از قرارى كه نگارش يافت - در سال قبل قلعهء گنجه را به روسيان گذاشت [ 377 ] و خود راه فرار برداشت . درين سال به جرم اين خيانت از تيغ قهر نوّاب وليعهد زمان كشته شد و طايفهء يكانلوى ساكن محال مرند به سبب همين مرحله ، از خدمت‌كارى دولت قاهره برگشته ، كفرهء فجرهء روسيه را طوعا ام كرها آوردند و باب بلايى چنين بر چهرهء اسلاميان مفتوح كردند ؛ يكى ديگر آن‌كه ، احسان خان حرام‌زاده ، كه قلعهء محكمهء عباس آباد را به باد داده بود تا ديگران را نيز با خود شريك سازد ، اهالى ولايات آذربايجان را كّلا در اطاعت روسيه تحريك و تحريض نمود . ينارال ارستوف هم چندى كه در مرند و صوفيان توقف داشت ، همّت بر جذب قلوب تبريزيان گماشت . مير فتّاح نام خلف ناخلف جناب مجتهد الزمانى حاجى ميرزا يوسف تبريزى ، كه جوانى كبوترباز و در سلك رنود حيلت‌ساز و عاق‌والد سعادت‌انباز و بعد از پدر به جاى او پيشنماز بود ، مردم شهر را به اطاعت روسيه اغوا نمود و بر رؤوس منابر ، زبان به دعاى دوام دولت ايمپراطور روس برگشود . اوباش و الواط شهر را در روز ورود روسيه به صوفيان ، به اخراج حفظهء قلعه و نهب اموال ايشان جرى كرد و آن جمع را به سبب غوغاى عام بر حفظه مسلّط آورد . نوّاب ركن الدوله ، كه برحسب امر اعلى احضار به ركاب شده بود ، از شهر تبريز بيرون تاخت و جناب آصف الدوله در شدّت غوغاى تبريزيان ، حرم محترم نوّاب وليعهد